عبد الحسين نوايى

376

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

رسم وفاق نباشد ، يكى از آن دو مملكت به رسم عطيه « 1 » به حوزهء ممالك محروسهء شاهنشاهى انضمام يابد و پادشاه اسلام‌پناه را در رد و قبول آن امر مختار ساختند و در نامهء شريف همايون كه در اين وقت از آن دولت و الا ، مصحوب جناب افتخار الأماجدو الأعيان ، زبدة الأفاخم و الاقران ، نظيف افندى ، عز وصول يافت اندراج يافته بود كه اگر چه نظر به مآثر مجهوره و مساعى مشكوره كه از اين طرف در ازاله و ازاحهء آثار بدع به ظهور پيوسته دولتين عليتين را متحد مىدانيم ، ليكن نظر به قانون دولت عثمانيه ، اين مراتب را با وزراى عظام و علماى اعلام مشورت فرموديم . قبول آن را منافى شرع و مغاير نظام دولت دانستند به نحوى كه مواد سابق منسوخ از اين مطلب نيز براى مزيد الفت و التيام در گذشته بنابر مصالحهء ايام خديو خلد مرابع سلطان مراد خان رابع گذشته شود تا دوستى و محبت در ميانهء دو دولت عظمى و اخلاف كرام در عرصهء روزگار باقى و پايدار بماند و براى استقرار اين امر از جانب [ آن دولت ] « 2 » و الا ، عالىجاه وزير معظم و دستور مكرم و مشير مفخم احمد پاشاى والى بغداد و بصره و افتخار الاماجد مشاراليه مأمور و مأذون [ و عالىجاه ] « 3 » مشاراليه نيز عزت نصاب محمدت « 4 » اياب ولى افندى كاتب ديوان را از قبل خود [ به معيت افندى سالف الذكر ] « 5 » روانهء اين دربار عظمت مدار سپهر نمون « 6 » ساخته مشاراليهما ، ما بين قزوين و تهران ، وارد اردوى معلى و شرف اندوز تلثيم سدهء سنيهء عليا « 7 » گشتند و از جانب [ اين دولت عليه « 8 » ] نيز كمترين بندهء آستان خلافت نشان شاهنشاهى

--> ( 1 ) - م : از دولت عليه به حوزهء ممالك شاهنشاهى ( 2 ) - م : دولت ابد مدت ( 3 ) - م : ندارد ( 4 ) - م : مجدت ( 5 ) - م : و نظيف افندى سابق الذكر ( 6 ) - م : سپهر اقتدار ( 7 ) - م : سدهء عليا ( 8 ) - م : از طرف قرين الشرف